|
متن درس چهاردهم – الْجُمَلَاتُ الذَّهَبِيَّةُ
لَعِبَ ياسِرٌ مَعَ أَصْدِقَائِهِ فِي الْمَدْرَسَةِ.
رَجَعَ ياسِرٌ إِلَى الْبَيْتِ بَعْدَ الظُّهْرِ.
هُوَ طَرَقَ بَابَ الْمَنْزِلِ.
سَمِعَتْ أُمُّهُ صَوْتَ الْبَابِ ثُمَّ ذَهَبَتْ وَ فَتَحَتِ الْبَابَ وَ سَأَلَتْهُ:
الْأُمُّ: كَيْفَ حَالُكَ؟
الْوَلَدُ: أَنَا بِخَيْرٍ.
الْأُمُّ: مَا وَاجِبَاتُكَ؟
ياسِرٌ: حِفْظُ هَذِهِ الْجُمَلَاتِ الذَّهَبِيَّةِ.
پاسخ و معنی متن درس درس چهاردهم هفتم
دانشآموزان عزیز، در درس چهاردهم یک داستان کوتاه و ساده درباره «یاسر» میخوانیم که هدف آن، آشنایی شما با فعل ماضی و همچنین جملات پندآموز (جملات طلایی) است. حالا متن را جملهبهجمله ترجمه میکنیم:
لَعِبَ ياسِرٌ مَعَ أَصْدِقَائِهِ فِي الْمَدْرَسَةِ.
ترجمه: یاسر با دوستانش در مدرسه بازی کرد.
رَجَعَ ياسِرٌ إِلَى الْبَيْتِ بَعْدَ الظُّهْرِ.
ترجمه: یاسر بعد از ظهر به خانه برگشت.
هُوَ طَرَقَ بَابَ الْمَنْزِلِ.
ترجمه: او درِ خانه را زد.
سَمِعَتْ أُمُّهُ صَوْتَ الْبَابِ ثُمَّ ذَهَبَتْ وَ فَتَحَتِ الْبَابَ وَ سَأَلَتْهُ:
ترجمه: مادرش صدای در را شنید، سپس رفت و در را باز کرد و از او پرسید:
كَيْفَ حَالُكَ؟
ترجمه: حالت چطور است؟
أَنَا بِخَيْرٍ.
ترجمه: من خوبم.
مَا وَاجِبَاتُكَ؟
ترجمه: تکالیفت چیست؟
حِفْظُ هَذِهِ الْجُمَلَاتِ الذَّهَبِيَّةِ.
ترجمه: حفظ کردن این جملات طلایی.
نکته آموزشی: همه فعلهای این متن «ماضی» هستند و درباره کارهایی صحبت میکنند که در گذشته انجام شدهاند.
نکات آموزشی – الْجُمَلَاتُ الذَّهَبِيَّةُ
1. فَتَحَتْ + الْبَاب = فَتَحَتِ الْبَاب
2. هَرْ كَس دُشْمَنِي بِكَارَد، زِيَانِ خُودَشْ مِيكُنَد.
3. الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ النَّاسُ مِنْ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ.
پاسخ و معنی جملات طلایی درس چهاردهم هفتم
در این بخش چند نکته مهم زبانی و اخلاقی یاد میگیریم:
۱. فَتَحَتْ + الْبَاب = فَتَحَتِ الْبَاب
توضیح: در زبان عربی تلفظ دو حرف ساکن کنار هم سخت است؛ به همین دلیل وقتی فعل مؤنث «فَتَحَتْ» قبل از «الـ» میآید، حرف آخر آن کسره میگیرد و به صورت «فَتَحَتِ الْبَاب» خوانده میشود.
۲. هَرْ كَس دُشْمَنِي بِكَارَد، زِيَانِ خُودَشْ مِيكُنَد.
معنی: هر کسی دشمنی بکارد، به خودش آسیب میزند.
نکته اخلاقی: این جمله به ما یاد میدهد که دشمنی و بدی، در نهایت به خود انسان برمیگردد.
۳. الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ النَّاسُ مِنْ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ.
ترجمه: مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند.
نکته: این جمله یک حدیث اخلاقی بسیار مهم است و رفتار درست اجتماعی را آموزش میدهد.
قواعد – فعل ماضی (۲)
هَذِهِ اللَّاعِبَةُ رَفَعَتْ عَلَمَ إِيرَانَ.
هَذَا الْوَلَدُ أَخَذَ كِتَاباً مِنَ الْمَكْتَبَةِ.
هوَ فَعَلَ (مفرد مذکر غایب)
هيَ فَعَلَتْ (مفرد مؤنث غایب)
پاسخ و معنی قواعد فعل ماضی درس چهاردهم هفتم
دانشآموزان عزیز، در این درس با شکلهای مختلف فعل ماضی آشنا میشویم:
۱. هوَ فَعَلَ
کاربرد: برای «او»ی مذکر (سوم شخص مفرد مذکر)
مثال: أَخَذَ الْوَلَدُ كِتَاباً.
ترجمه: پسر کتابی گرفت.
۲. هيَ فَعَلَتْ
کاربرد: برای «او»ی مؤنث (سوم شخص مفرد مؤنث)
مثال: رَفَعَتِ اللَّاعِبَةُ عَلَمَ إِيرَانَ.
ترجمه: آن ورزشکار پرچم ایران را بالا برد.
نکته آموزشی: با اضافه شدن «تْ» به آخر فعل، میفهمیم که فاعل مؤنث است.
من درس خون هستم
1404/11/24
عالییییی